سيد ظهير الدين مرعشى
مقدمه 48
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
حال و شرح زندگانى او نيست ، فقط از پارهيى قراين مىتوان تعيين تخمينى كرد ، از جمله از مقدمهء تأليف مفقود الاثر او ( قرائن شمس المعالى و كمال البلاغه ) كه بطورى كه گفتيم در نسخههاى موجود معروف به « كمال البلاغه » نقل گرديده است - مفهوم مىشود كه يزدادى رسائل ( مكاتب ) متفرقه شمس المعالى قابوس بن وشمگير را از مؤلفات ديگران نقل ننموده و بلكه خود او مستقيما جمعآورى كرده است « 1 » ، و بديهى است كه موفقيت در اين كار موقوف به معاصر يا اقلا قريب العصر بودن اوست با شمس المعالى ، و از طرف ديگر مشار اليه اسم شمس العمالى را در همه جا با قيد « رحمه اللّه » ذكر مىكند . نتيجهاى كه از اين دو مقدمه به دست مىآيد آنست كه يزدادى از مؤلفين اوايل قرن پنجم هجرى بوده و شايد اواخر عمر شمس المعالى را هم درك نموده است « 2 » . 3 - باوندنامه - مؤلف آن غير معلوم و نسخهاش ناياب است . ليكن ابن اسفنديار در اول تأليف خود به آن اشاره كرده و مىگويد : « به عهد ملك حسام الدوله شهريار قارن از اكاذيب اهل قرى و افواه عوام الناس به نظم جمع كردهاند » « 3 » و ظاهر اينست كه اين كتاب به زبان طبرى بوده است . 4 - تاريخ طبرستان - تأليف محمد بن حسن ابن اسفنديار آملى تاريخ اتمام آن درست معلوم نيست ليكن مؤلف در ذكر قلعهء « كيسيليان » مىگويد : « از آن تاريخ تا به عهد ما در ثلاث عشر و ستمائه اين قلعه معمور بود » « 3 » اصل فارسى تاريخ ابن - اسفنديار تاكنون چاپ نشده « 4 » است و تنها نسخههاى خطى آن كه خالى از نقص
--> ( 1 ) نسخهء خطى موسوم به ( كمال البلاغه صفحهء اول ) . ( 2 ) شمس المعالى قابوس در عشر اول قرن پنجم وفات كرده است . ( 3 ) ابن اسفنديار خطى صفحهء 4 . ( 4 ) اين كتاب سپس به تصحيح آقاى اقبال آشتيانى در سال 1320 در تهران چاپ شده است ( يحيى ذكاء )